|
|
|
سهند ستاري/ Sattari. sa@gmail. com برای مشاهده کامل متن، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .... * اعتماد 1 * اعتماد 2 * سر خط * نو اندیش |
ادامه مطلب
|
|
|
سهند ستاري/ Sattari. sa@gmail. com برای مشاهده کامل متن، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .... * اعتماد 1 * اعتماد 2 * سر خط * نو اندیش |
سهند ستاري / Sattari.sa@gmail.com
از پس پيگيري ريشه اصلي تفحص متفکران انديشه غرب، مسير جريان نگرش و رويکرد اغلب تئوري ها و نظريات بر مباني نيل به حقيقت و جاودانگي ملموس است که در راه شمار پيوست اين فضا پايه هايي از ابناي انديشه يي مشروط به يکرنگي در فضا و زمان حاکم بر دوران ها استنباط مي شود. در حکمداشت فضاهاي تاييدي و با بانگ رقص و طنين چکمه هاي قدرت هگل، در قرن نوزدهم فيلسوفي فرياد انتقاد به سوي جريان سيال و نسبتاً يکنواخت حاکم بر تاريخ انديشه غرب و علي الخصوص فضاي حاکم بر دوران خود برآورد و بناي مبادي فلسفه خود را از فضاي شعاري «هر کس هر کار و ايده يي ارائه داده است درصدد آن بوده که کار را آسان کند، حال شايد لازم است کسي دست به کار شود و دوباره کارها را دشوار کند» پي ريزي کرد. سورن کي يرکگور- از فلاسفه تاثيرگذار بر انديشه غرب - براي ايجاد و يافتن اين دشواري ها سراغ وجود و هستي خويش رفت.
برای مشاهده کامل متن، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ....
* اعتماد
* farspage
نیمه ی شب آواز سپید سر می داد
طلوع تحجری دوباره . . .
برای مشاهده کامل متن، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ....
غزل هراس درختان
در نبرد با تبر آدمی
پاییز خرد سبز را شعار می داد . . .
برای مشاهده کامل متن، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ....
کوه ، از شهوت فریاد قدرت
با حکمت سرایی ثبات و کسوت
حضورش ـ شاید ـ پر رنگ است .
. . . اما الله ، یهوه ، روح القدس
از نا کرانه ی شک و تردید
از برای خار زار یاس
به شهادت شوره زار ترس
به رنگ اندیشه مطلق
محکوم اند .
|
سهند ستاري Sattari.sa@gmail.com برای مشاهده کامل متن، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .... * اعتماد |
|
سهند ستاري
هنگامي که آدمي هستن را آغاز مي کند حضور او در يک لحظه از تناهي نيست، او در خود تناهي، تماميتي را جست وجو مي کند تا شايد تحقق آن ، در زبان مکتوب آدمي آرمان را براي فرار از سرخوردگي ديروز، با تمثال اميد به فرداي امروز، انگيزه و ضرورت و نياز حس کند. وقتي همه چيز از من شروع شد تمناي بودن، شهامتي شد در پاي تريبون گندم و آهن؛ حتي به بهاي نفي بودن. آدمي در انگيزه تعالي بخش با زمزمه خردورزي به ديگر هستندگان سرود نفي غيب گويي سر مي دهد تا در پيرو هرچيز، متوجه ادراک باشد و شادباش رقص کمال را در بندبند تناهي، آرماني شايد دست يافتني پندارد.در تکاپوي زمان ها و مکان ها رخداد نفي بودن از ديگري بر آدمي، هر مرگي را اعم ساخت تا شايد با نشانه روي به سمت آينده يي دور، امروز را از بند نيستي رهايي بخشد. او از خاستگاهي هستي گرا خود را متعلق به تاريخ مي داند و تجربه خود را در حوالي اين تاريخ در تکاپوي با سرخوردگي ها و نفي کنندگي ها مي پروراند. ترس از نقل سرخوردگي در تاريخ آيندگان، در ستايش گستاخي پيش داوري ها فرصت انسانيت را به نمايشي سياه در نيستي بدل مي دارد. فرياد اين ترس رفت و آمد متوالي بر مرگ شنوايي مي شود اگر، سدي از عين و انتزاع درک، فراشد بودن را به يأس مبدل نسازد. ناقوس مبداء زمان مدام پاپي رهايي از سرخوردگي بر آدمي است و انگيزه و ضرورتي بر شکاف زمان و مکان هايي است که رقص حضور پديد مي آورد. جلوه بامداد انديشه از پس فقدان چراها و چراها غروبي حزن انگيز است. در تجربه مدام هستن، ترانه لمس دنياي مدرن از گلوگاه من امروزي و ديروزي، هرگاه فرياد شادماني سر داد، نمايش آرمان از براي ايده يي به حقيقت ثابت اشاره کرد؛ اما تعصب سراب سردرگمي از هر آرماني به برشي از براي تعبير خويش فرمايش مي کند. ترس از يافت تماميت با جلورفت بر جاده يي از انگيزه متعالي به دور از سرخوردگي با بارش باران همراه شد. جاده به پايان رسيد و دست بر قضا باران نيز قطع شد اما آنچه به جا مانده جاده پشت سر ماست و انگيزه تماميت و کمال، هويت و ماهيتي آرماني يافته است. ناطقان فانوس به دست فاکت هاي قول ناحق را در انتزاع هر «مني» اجرا مي دهند؛ تا ايده خويش به عين ثابت تمثيل شود. اما لهجه ماهي سرخ، دقايق ذبح زمان را به تراوش يقيني مي پندارد که گويي مطرب مرده است و ديگر به زماني سپري شده تعلق دارد. شايد اکنون ابري نبودن هميشگي آسمان انديشه آرماني شده که نويد فراخواني به سوي اثبات هستن «من» شده باشد. * اعتماد
* راوی |
![]() |
|
|
|
سهند ستاري
آرمان آدمي در گرو زمزمه يي برخاسته بر ابناي فهم، اميد را در دهکده انديشه به پا مي کند تا شايد تحقق آنان، نمايشي شورانگيز در پهنه اين فضا در صفحات هويت آدمي خلق کند. از ديرگاه اتکا به مقوله فهم در بندبند جنبش تاملات آدمي براي لمس بودن، تمامي فلسفه ها و مکاتب را در سير تاريخ بر آن داشته تا محيطي تفصيلي بر معناي آغازين بنيادي بشر ترسيم کنند. ما در اين نوشتار سعي داريم حرکتي همسان بر آراي هرمنوتيک فلسفي و انديشه هاي تکاملي و موثر بانيانش بر صحنه اين منشور داشته باشيم. برای مشاهده کامل متن، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ....
|
|
سهند ستاري/ Sattari.sa@gmail.com
برای مشاهده کامل متن، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .... * اعتماد |

|
سهند ستاري
برای مشاهده کامل متن، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .... |
* اعتماد
|
سهند ستاري
|
|
مقوله پست مدرنيسم را نمي توان انتها و پايان بخش مدرنيسم پنداشت، بلکه جرياني است که از نقد مدرنيته قد بر افراشت و تداومي بر جريان مدرنيسم شد. اين شريان از جنبش درون فکري مدرن اواخر دهه ۱۹۶۰ از پس گفتمان ها و جريانات فکري مشهود پديد آمد. لذا ساده ترين مجرا براي آغاز انديشه بر پست مدرنيته، انديشيدن در باب مدرنيته است. با بررسي آرا و ويژگي هاي فضاي معرفتي مدرنيسم و پست مدرنيسم، درک اين جزء از انديشه بنيادين، در حجم معرفت شناختي موثر است.
دوران پيش از پست مدرن، دوره مدرن و انسان گرايي و انديشه روشنگري بود. هابرماس مي گويد؛ «ما از تاريخ عبارت باستانيان و مدرن را به ياد داريم.» برخي از مولفان معاصر، فهم و استنباط از مدرنيته را تنها به دوران رنسانس نسبت داده اند، ولي به لحاظ تاريخي مبدا يي نمي توان متصور بود. اما شايد صحنه پيدايش مدرنيسم و پست مدرنيسم از تقابل بين فضاي باستان و مدرن در قرن هجدهم و در عصر روشنگري کليد خورد. ارمغان اين محيط از فصول حيات آدمي، با عوامل اقتصادي و جامعه صنعتي به بار نشست که صورت سياسي آن دولت هاي ملي را آيين بندي کرد. |

Author : sahand sattari

From Local Understanding towards
a Global Understanding
Since a ling time a go human thoughts have planned different concepts in different dimensions to obtain understanding about understanding the readerly and wrtierly texts. By the beginning of attempts and philosophy to interpret the holy texts led to the appearance of hermeneutics, to gain the said understanding. The root of the word hermeneutics goes back to the art and techniques of interpreting, the focus of it is mostly on interpretation. By the appearance of modernity hermeneutics starts to play other roles, and represents a new form different from the formers.
برای مشاهده کامل متن، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ....
|
در آمدی بر هرمنوتیک
|
|
|
|
|
|
سهند ستاری
(این نوشتار از انگیزه حضور انسانی شکل گرفت تا با اعتماد به رموز دل، مقاله را به "هما" تقدیم کند )
از ديرگاه تاملات بشر در پيرو فهم متون نوشتاري و گفتاري انديشه هاي متفاوتي را در ابعاد گوناگون جهت حصول فهم، تدوين و پايه ريزي کرده است. با آغاز تلاش و فلسفيدن براي تاويل و تفسير متون مقدس زمينه براي پيدايش شاخه يي به نام هرمنوتيک، براي رسيدن به فهم فراهم شد. ريشه و معناي لغوي هرمنوتيک به فن و هنر تاويل و تفسير بيان شده است و کانون توجه آن را تفسير متن قلمداد کرده اند برای مشاهده کامل متن، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ....
* اعتماد |
Author : Sahand Sattari

...... Science, a philosophical category or
At the beginning of the 17th century, there was a deep change in the theories of ideas, which opened a new chapter in philosophy and science to express the cognition methods with an analytical aspect, not an ordering one. Methodology is the method of philosophy and science in cognition. In this regard, philosophers are influential in formalistic methodology. After Decart, which was influential in the appearance of this revolution, philosophy was methodized and used scientific manners. This period became the bases of the new philosophy. In the present article, we aim to analyze the structure of the science and its elements and distinguishing lines, if any.
برای مشاهده کامل متن، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ....
|
|
|
|
|
|
سهند ستاری با آغاز قرن هفدهم، تحولي ژرف در جريانات فکري پديد آمد که فصلي نو براي فلسفه و علم پديدار شد تا روش شناسي بيشتر با جنبه تحليلي بيان شود نه جنبه دستوري. روش شناسي، روش فلسفه و علم در شناخت است. از اين باب، فلاسفه در فرماليستيک روش شناسي تاثيرگذارند.
پس از دکارت که در به وجود آمدن اين انقلاب نقش بسزايي داشت، فلسفه روشمند شد و از روش هاي علمي استفاده شد. اين دوران پايه گذار فلسفه جديد شد. ما در اين نوشتار سعي داريم ساختار علم و فاکتورهاي فاهمه آن و خطوط تمايز را، در صورت وجود، مورد تحليل و بررسي قرار دهيم..... |
برای مشاهده کامل متن، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ....
* اعتماد
|
قشر بندی اگزیستانسیالیسم |
|
|
|
|
|
سهند ستاري
|
برای مشاهده کامل متن، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ....
* اعتماد

سهند ستاري
ديدگاه هاي مختلفي حول مضمون اخلاق طي پيدايش انديشه انسان مطرح شده است که به موجب آن، اين گزاره در زمره گزاره هاي برتر جاي گرفته است. عموماً آنچه از اين موضوع در ذهن عموم نقش بسته، مضاميني نظير خوب و بد، خير و شر، زشت و زيبا و در کل همان مسائل و برداشت هاي سنتي از اخلاق است...
برای مشاهده کامل متن، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ....

با نگاهي اجمالي به تاريخ فلسفه در زمينه هاي مختلف، مقولات بسياري از انديشه زيستن در طول تاريخ خواهيم يافت.نتايجي در اثر تاثيرات محيط و تجمع مهارت هاي گوناگون، ساختار ابتدايي تفكر بشر را شكل داد. سپس انديشه بشر طي قرن ها توانست پديده ها را به وسيله يك رشته افكار منطقي به هم ربط دهد تا با آغاز پيش بيني نتايج خود به تدوين ساختار ذهن بپردازد. در واقع بنياد فلسفيدن زندگي انسان، ريشه در اين آغاز دارد.
برای مشاهده کامل متن، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ....
* اعتماد